احمد احمدى بيرجندى
18
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
دل دنيى از ديو بى بيم كرد * مه آسمان را به دو نيم كرد [ 3 ] ز هامون به چرخ برين شد سوار * سخن گفت بر عرش با كردگار [ 4 ] گه رستخيز آب كوثر وراست * لوا و شفاعت سراسر وراست [ 5 ] مر اندامش ايزد يكايك ستود * هنرهاش را بر هنر برفزود ورا بُد به معراج رفتن ز جاى * به يك شب شدن گرد هر دو سراى [ 4 ] مِه از هر فرشته بُدش پايگاه * بر از قاب قوسين به يزدانش راه سرافيل همرازش و هم نشست * براق اسب و جبريل فرمان پرست هميدونش بر ساق عرش است نام [ 6 ] * نُبى [ 7 ] معجز او را ز ايزد پيام به چندين بزرگى جهاندار راست * به دو داد پاك اين جهان ، او نخواست نمود آنچه بايست هر خوب و زشت * ره دوزخ و راه خرّم بهشت چنان كرد دين را به شمشير تيز * كه هزمان بود بيش تا رستخيز ز يزدان و از ما هزاران درود * مر او را و يارانش را برفزود « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - در آيات زيادى نام رسول اكرم ( ص ) به دنبال نام خداوند متعال آمده است از جمله در اين آيه : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ و نيز آيهء : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . . و آياتى نظير اينها . [ 2 ] - اشاره است به معجزهء كنده شدن درخت از ريشه و آمدن در پيش رسول خدا ( ص ) كه اشراف قريش از آن حضرت خواستند ( رك : منتهى الامال ، ص 36 ) . [ 3 ] - اشاره است به شقّ القمر كه در تفاسير در ذيل اين آيات مباركات : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ : « نزديك شد قيامت و به دو نيم شدن ماه و اگر ببينند آيتى و معجزهاى روى بر مىگردانند و مىگويند سحرى است پيوسته . » روايت كردهاند كه اين آيات وقتى نازل شد كه قريش در
--> ( 1 ) گرشاسبنامه ، به اهتمام حبيب يغمائى ، كتابخانهء طهورى ، تهران 1354 ه . ش ، صفحه 2 .